بسم الله الرحمن الرحیم
حتما تا به حال اسم هارپ به گوشتان خورده است شاید هم بیشتر درباره آن مطالعه کرده اید و حتی شواهد مربوط به آن را در زلزله بم و مرگ دلفین ها و اثرات آن بر کنترل ذهن انسان را می دانید.
چندی پیش پس از زلزله در سیچوان چین فیلم و عکس هایی نیز وارد اینترنت شد که به وضوح گداختگی لایه آیونوسفر جو قبل از زلزله سیچوان را نشان می داد و تاثیرات این پدیده را از حالت حدس و گمان های تئوریک به صورتی عینی بدل کرد.

اتفاقات اخیر در هائیتی که نشان دهنده اشغال نرم این کشور توسط امریکاست و نیز قدرت و نوع زلزله نشان دهنده احتمال قوی استفاده از هارپ ـ که قسمت کوچکی از پروژه جنگ ستارگان امریکاست ـ در این مناطق می باشد.
با توجه به وقایع اخیر در غزه و به زیر آب بردن روستاهای فلسطینیان با باز کردن دریچه های سه سد در اراضی اشغالی و نیز وقوع زلزله هائیتی و حضور نظامی - نه امدادی - امریکا در این منطقه به نظر می رسد که کشورهایی مثل امریکا و اسرائیل تصمیم دقیقی برای بهره برداری از وقایع به ظاهر طبیعی برای دسترسی کم هزینه تر و بهتر به اهداف شوم خود با عکس العمل های جهانی کمتر نسبت به جنگ های معمول را مد نظر دارند که هوشیاری دانشمندان و سیاست گذاران در این زمینه اهمیت بسزایی دارد.
در این زمینه مطلبی نیز در کیهان درج شده است که در ادامه مطلب قرار دارد.
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم
دوستانی که همکاری می کنند لطفا از این به بعد تا از موضوعی مطمئن نشدند آن را مطرح نکنند چون جز عقب افتادن از برنامه زمان بندی و بحث های بیهوده سودی برایمان ندارد. فعلا هم تا زمانی که مطلبی به من ثابت نشده است به کارم ادامه می دهم. دوستان هم در انتخاب روش مختارند. در ضمن کسانی که اظهار تمایل برای همکاری می کنند لطف کنند حتما آدرس وبلاگ یا ایمیل برای برقراری تماس و گرفتن رمز ارسال کنند.
THE MOTH
چارلی سعی در ترک اعتیاد دارد لاک پیشنهاد هواخوری می دهد. جانوری حین قدم زدن به چارلی حمله می کند.
در فلاش بک چارلی در حال اعتراف است و کشیش از انتخاب انسان در میان وسوسه هایش می گوید. چارلی از انتخابش که خروج از گروه درایو شفت است می گوید ولی وقتی می خواهد از کلیسا خارج شود، لیام که با بی ادبی روی نیمکت کلیسا نشسته می گوید (با صبر و حوصله، باید وارث زمین شد.) و از بستن قرارداد و ستاره موسیقی شدن چارلی می گوید.
چارلی درحال فرار از دست گراز وحشی است که ناگهان گراز در دام لاک می افتد و چارلی متوجه می شود که طعمه بوده است. چارلی می خواهد مواد را از لاک پس بگیرد و لاک برای اینکه به او ثابت کند چقدر قوی است و به او اجازه می دهد سه بار این تقاضا را تکرارکند و سومین بار مواد را به او خواهد داد. علت آن هم حق انتخاب اوست که فراتر از غریزه است وانسان را از حیوان متمایز می کند.
کیت و جک در مورد اقامت در ساحل یا غار بحث می کنند و کیت باور دارد که نجات خواهند یافت ولی جک فکر نمی کند به این زودیها اتفاق بیافتد. جک وسایلش را جمع کرده و به غار می رود و ساویر جای او را تصاحب می کند.
سعید یک سیستم آنتن مثلثی برای کشف محل دقیق فرستنده زن فرانسوی درست کرده است که با علامت دادن با موشک آتش بازی سه نفر باید آن را فعال کنند. برای باتری لپ تاب که سعید نیاز دارد کیت به سراغ ساویر می رود و باتری را می گیرد.
چارلی سعی در کمک به جک و هارلیبرای انتفال وسایل به غار دارد ولی زیپ چمدان خراب است و داروها بیرون می ریزد.چارلی می خواهد بسته دیازپام را به بهانه سردرد بردارد و جک به به تصور کم آب شدن بدنش از او می خواهد بیشتر مراقب خود باشد. در فلاش بک می بینیم که لیام چگونه توانسته در حیاط کلیسا چارلی را وادار به بازگشت به گروه کند.
سان نگران زخم مچ دست جین است و جین از لباس بندی که سان پوشیده ناراحت می شود ولی سان می گوید هوا گرم است.
هارلی به چارلی می گوید جک گفته برای کیف گیتار جای دیگری بیابد.او که حال خوشی ندارد داخل غار رفته و به جک پرخاش می کند که ناگهان با ریزش سقف چارلی فرار می کند ولی جک در غار گیر افتاده است. هارلی از چارلی می خواهد به ساحل برای آوردن کمک برود و کیت راخبر کند.
چارلی در ساحل طلب کمک می کند و عده ای برای کمک می روند و بون نیز آنتن را به شانون سپرده و می رود ولی ساویر به چارلی می گوید که کیت با سعید به جنگل رفته و خودش به او اطلاع می دهد. او آنها را پیدا می کند ولی به خاطر عکس العمل کیت به جای گفتن حقیقت با آنان همراه می شود و آنتن را بالای درخت نصب می کند. سعید برای نصب آنتن سوم از آن دو جدا می شود. ساویر از کیت سوال می کند که چرا مجذوب جک شده است و در نهایت از گیر افتادن او در غار می گوید و کیت راکت آتش بازی را به طرف او انداخته و به سمت غار می رود.
همه سعی در خارج کردن جک دارند و مایکل به خاطر 8 سال سابقه در ساختمان سازی محلی را پیشنهاد می کند که احتمال ریزش کمتری دارد. چارلی به بهانه وضعیت جک به سراغ لاک می رود و او با نشان دادن کرمی که در پیله است می گوید تقلای آن باعث قوت یافتنش است و اگر بارسوم مواد را بخواهد به او خواهد داد.
در میان آوار حفره ای پیدا می شود و چارلی برای کمک به جک وارد آنجا می شود. وقتی چارلی پیش جک می رسد حفره پشت سرش مسدود می شود. کیت که تازه ازراه رسیده در مورد وضعیت جک پرس و جو می کند و به سرعت شروع به کندن می کند.چارلی سنگ روی جک را برمی دارد و دست او را که در رفته، جا می اندازد.
در 3 فلاش بک *لیام به چارلی اجازه خواندن ترانه را در کنسرت نمی دهد و میان کلام او می دود و در پشت صحنه چارلی می فهمد که لیام مواد مصرف می کند.
*لیام در حال خوشگذرانی با دخترکان است و حتی فراموش کرده سیستم صوتی را برای کنسرت چک کند و در عوض با پرخاش به چارلی می گوید که درایو شفت من هستم و او را در اتاق تنها می گذارد و می فهمیم مواد باقیمانده لیام در اتاق باعث آغاز اعتیاد چارلی است.
* چارلی به سیدنی رفته تا لیام را به بازگشت به دنیای موسیقی و سفر با تور هشت هفته ای و اجرا در مناطق مختلف کند. لیام که زندگی خانوادگی خوبی دارد نمی پذیرد و چارلی را سرزنش می کند که هنوز معتاد است و لیام را ترک می کند تا به پروازش برسد.
جک درباره اعتیاد چارلی می پرسد. او فکر می کند بی مصرف است و جک می گیو بی مصرف نیست چون او برای نجاتش به آنجا آمده است.
چارلی حفره را به اتاقک تاریک اعتراف تشبیه می کند و جک می گوید بامذهب او کاری ندارد. در حین گفتگو ناگهان چارلی متوجه پروانه ای می شود و نوری می بیند. در حالی که کیت به شدت در حال کار کردن است و حاضر نیست به پیشنهاد دیگران کمی استراحت کند والت جک و چارلی را بیرون می بیند و همه خوشحال می شوند.
وقتی سعید به نقطه مورد نظر می رسد و سه راکت پرتاب شده و آنتن ها فعال می شود، قبل از اینکه سعید محل ارسال سیگنال را بیابد ضربه ای به سرش وارد می شود و از هوش می رود.
شب در غار همه دور هم جمع شده اند هارلی نگران حال چارلی است و جک می گوید که آنفلو آنزاست.
چارلی برای بارسوم مواد را از لاک طلب می کند و بعد از گرفتن، آن را در آتش می اندازد.
CONFIDENCE MAN
کیت در ساحل متوجه ساویر می شود که در حال شناست. گفتگوی بین آنها ساویر را به یاد گذشته می اندازد.
در فلاش بک ساویر با زنی در اتاق خواب است و وقتی برای رسیدن به قراری با عجله حاضر می شود کیفش باز شده و مقدار زیادی بسته اسکناس بیرون می ریزد.
در جنگل ساویر متوجه می شود که بون در حال زیر و رو کردن وسایل اوست.
سعید در حین درمان زخم سرش به جک توضیح می دهد که بعد از بی هوش شدنش تمام تجهیزات را نابود کرده اند. شانون، بون را که ساویر زخمی کرده پیش جک می آورد.
چارلی و کلیر در ساحل درباره زندگی در غار یا ساحل گفتگو می کنند و کلیر دوست دارد تا زمان نجات یافتن در ساحل بماند.
بون به جک از بیماری آسم شانون می گوید واسپری های او که در چمدانش بوده است. او یکی از کتابهایش را در دست ساویر دیده و سراغ وسایل او رفته تا اسپری ها را بردارد که ساویر با او در گیر شده است. جک به سراغ ساویر می رود تا اسپری ها را از او بگیرد و او با مسخرگی از نوع حکومتی که جک در غار تشکیل داده و حق مالکیت خودش می گوید که کیت سر می رسد.
در فلاش بک ساویر که ظاهرا عجله دارد از سرمایه گذاری پرسود درشرکت نفتی در مکزیک می گوید و زن پیشنهاد می دهد با ساویر شریک باشد و پولی را که ساویر برای خرید سهم کم دارد از شوهرش بگیرد.
در ساحل کیت به جک می گوید که با ساویر صحبت می کند. کیت از ساویر می پرسد که چه می خواهد و اسپری به چه درد او می خورد؟ ساویر می گوید یک بوسه! کیت که فکر نمی کند هیچ کس اینقدر کثیف باشد و از تغییر قیافه ساویر هنگام خواندن یک نامه می گوید و اینکه در او هم انسانیت هست که ناگهان سایر با عصبانیت از او می خواهد نامه رابلند بخواند. نامه بچه به ساویر از رابطه او با مادرش و کلاهبرداری از پدرش که موجب شده پدرش مادرش را کشته و خودکشی کند نوشته است.
سعید از لاک درباره اینکه غروب روز گذشته کجا بوده پرس و جو می کند و لاک شاهدی ندارد ولی از احتمال حمله ساویر می گوید که به نظر سعید غیرممکن است چون قبل از حادثه ساویر راکتی را 2 کیلومتر دورتر روشن کرده است و لاک احتمال استفاده از سیگار به عنوان فتیله آرام سوز را مطرح می کند و چاقویش را به سعید می دهد.
مشکل تنفسی شانون شدت یافته است و جک برای گرفتن اسپری از ساویر به زور بازو پناه می برد ولی بی فایده است و ساویر هیچ عکس العملی جز تحریک جک نشان نمی دهد.
در فلاش بک ساویر با زن و همسر او در رستوران در مورد سرمایه گذاری بحث می کنند. شوهر که به خاطر عدم شناخت ساویر بی میل است سرانجام تسلیم می شود.
چارلی که در حال کمک به کلیر در ساحل است،متوجه می شود او هوس کره بادام زمینی کرده است و قول می دهد آن را تهیه کند به شرط اینکه کلیر به غار بیاید.
حال شانون بدتر شده است و جک پس از آرام کردن او سراغ ساویر می رود در راه سعید او را متقائد می کند که از تجربه نظامیش برای این کار استفاده کند. سعید و جک، ساویر را که در حال چرت زدن است بیهوش کرده و در جنگل به درختی می بندد. پس از اینکه جک با گفتگو به نتیجه ای نمی رسد، سعید با فرو کردن چوب خیزران تراشیده شده در زیر ناخن های ساویر، او را شکنجه می کند. وقتی کار به تهدید از دست دادن یک چشم می رسد ساویر تسلیم می شود فقط به شرط اینکه جواب را به کیت بگوید.
در فلاش بک ساویر با مرد سیاه پوستی که پول را از او گرفته است درباره سادگی زنان می گوید و اینکه نگران پولش نباشد و حتی اگر آنها با پول فرار کنند به جرم خیانت در امانت دستگیر خواهدن شد. ولی اگر کلکشان بگیر ÷ول زیادی به جیب می زندد.
ساویر خواسته اش را از کیت تکرار می کند و این بار کیت تسلیم می شود ولی در نهایت ساویر می گوید که اسپری ها پیش او نیست و کتابی را که در چمدان بوده آب به ساحل آورده است.
سعید باور نمی کند و دوباره به سراغ ساویر می رود. ساویر که در این مدت دستهایش را باز کرده است با سعید در گیر می شود و سعید چاقو را در بازوی ساویر فرو می کند که شاهرگش پاره می شود. سعید برای آوردن تجهیزات پزشکی به غار می رود. در غار بون مراقب شانون است و سان از مایکل برای یافتن گیاهی برای کمک به شانون تقاضای کمک می کند که باز حساسیت جین را بر می انگیزد.
جک سعی دارد جلوی خونریزی ساویر را بگیرد ولی او به کیت می گوید که چیزی برای از دست دادن ندارد.
در فلاش بک ساویر در خانه آن زن و شوهر پول ها را گرفته که ناگهان پسرشان را می بیند و قرار داد را فسخ کرده و چمدان پول خود را نیز آنجا رها کرده و خارج می شود.
وقتی ساویر به هوش می آید، کیت از عکس العمل های ساویر درباره افراد و نامه ای که بارها خوانده است نتیجه می گیرد که ساویر دوست دارد دیگران از او متنفر باشند. تمبر نامه نشان می دهد که در زمان نوشته شدن آن ساویر بچه بوده است پس او خودش آن نامه را نوشته است. ساویر اعتراف می کند که نامش ساویر نیست و آن نامه را خودش نوشته است. اما در 19 سالگی که مشکل مالی پیدا می کند از همانروش ساویر برای کلاهبرداری از یک زن و مرد استفاده می کند و می شود ساویر.
سان با ترکیبی که از گیاه اوکالیپتوس تهیه کرده است وضعیت شانون را بهبود می بخشد. چارلی با کره بادام زمینی خیالی! کلیر را راضی به آمدن به غار می کند.
سعید به خاطر کارش احساس شرمندگی می کند و در ساحل از کیت خداحافظی کرده و گروه را ترک می کند.
ادامه مطلب
35،2 مگابایت/با فرمت wmv
دانلود کلیپ تصویری
مستقیم یا غیر مستقیم
8،9 مگابایت/ با فرمت 3gp
دانلود کلیپ تصویری
مستقیم یا غیر مستقیم
فیلم با کیفیت سناریوی قتل ندا آقا سلطان
97 مگابایت/ با فرمت mpg
دانلود کلیپ تصویری
شهید بهشتی:
ما یك 30 میلیون داریم، یك 5 میلیون داریم و یك 1 میلیون. آن 1 میلیون هیچ وقت نمی تواند از ما راضی شود. متأسفانه آن 1 میلیون هم زبانش خیلی دراز است، امكانات تبلیغاتیاش هم خیلی زیاد است، همه جا میخواهد خودش را به عنوان وكیل این 36 میلیون معرفی كند!
منزلگه عشاق دل آگاه حسين است
بيراهه نرو سادهترين راه حسين است
از مردم گمراه جهان راه نجوييد
نزديکترين راه به الله حسين است
بسم الله الرحمن الرحیم
لازم می دانم ابتدا ایام سوگواری بزرگ مرد کربلا را به همه عاشقانش تسلیت بگویم. انشاالله که در بین دوستانتان مرا هم از دعای خیر بی نصیب نگذارید. هر چند که با دعای خیرتان الحمدلله حالم خیلی بهتر شده است. از تمام دوستانی هم که احوال مرا پرسیده بودند متشکرم.
WHITE RABBIT
با اکستریم کلوز آپی از چشم کودکی جک, به سراغ خاطرات کودکیش می رویم. او که برای حمایت از دوستش مورد ضرب و شتم قرار می گیرد؛ توسط پدرش از انتخاب کاری که سرانجامش شکست است بازداشته می شود حتی اگر این کار کمک به مظلوم باشد.
جک در جزیره سعی می کند دختری به نام جوآنا را که در حال غرق شدن است نجات دهد ولی فقط موفق می شود بون را به ساحل برگرداند. او خود را در مورد دختر مقصر می داند و بون نیز او را سرزنش می کند.
آب ذخیره در حال پایان یافتن است و دیگران انتظار دارند جک که ظاهرا رهبری گروه را به عهده گرفته است چاره ای برای مشل آب بیابد. جک در پی دیدن کسی که به نظرش پدرش است به جنگل می رود و دنبال کردن تصویر او را در آستانه سقوط به دره ای می بینیم که توسط لاک نجات می یابد. در فلاش بک می بینیم که پدر جک مرده و او در حال بازگرداندن جسد پدرش از سیدنی به لس آنجلس سقوط کرده است. لاک که به معجزه اعتقاد ندارد حالا به چیزی مانند نیروی جزیره اعتقاد دارد و جک را متقاعد می کند که ممکن است آن مرد واقعا پدر او باشد. لاک جک را ترک می کند و جک شب را در جنگل تنها مانده است. او به شناسایی جسد پدرش در سردخانه فکر می کند که با شنیدن صدایی در پی آن می رود و غاری را می یابد که درآن آب وجود دارد و قسمت بار هواپیما در کنار آن سقوط کرده است و با حیرت متوجه میشود که تابوت پدرش خالیست. جک تابوت پدرش را باعصبانیت خرد می کند چون در فلاش بک می بینیم که قرار نیست جک با این هواپیما پرواز کند ولی عجله او برای رساندن جسد پدرش به مراسم خاکسپاری که 16 ساعت دیگر در لس آنجلس برگزار خواهد شد و اصرار های مکرر او باعث حضورش در این پرواز شده است.
با رفتن جک و ناپدید شدن ذخیره آب و از طرفی از هوش رفتن کلیر که حامله است عده ای به جان هم می افتند که بی نتیجه است. وقتی بون به کلیر آب می دهد، دیگران فکر می کنند او دزد آب بوده است ولی معلوم می شود آن آب را جک آوره است. جک به همه می گوید که این گونه اختلاف ها را بس کنند و با هم متحد شوند. هر چند آنها تا چند روز پیش با هم غریبه بوده اند ولی حالا باید با هم زندگی کنند وگرنه در تنهایی خواهند مرد. قرار می شود روز بعد گروهی برای آوردن آب به جنگل بروند.
HOUSE OF THE RISING SUN
با اکستریم لانگ شات از چشم سان این قسمت آغاز می شود. در فلاش بک پی می بریم که سان متعلق به خانواده ثروتمندی بوده ولی همسرش جین یک پیشخدمت ساده بوده است. هر چند سان دوست دارد برای تشکیل زندگیشان به امریکا بروند ولی جین تصمیم گرفته برای جلب رضایت پدر سان به طور موقت برای او کار کند. وقتی بعد از ازدواج جین توله سگی را به سان هدیه می دهد او یادآوری می کند که زمانی فقط شاخه ایی گل به او هدیه می داده است. اتفاقا زمانی هم که سان با دیدن سر و وضع خون آلود جین متوجه شده کاری که جین برای پدرش می کند مناسب نیست و می خواسته برای رهایی از دست همسر و پدرش در فرودگاه فرار کند تنها با دیدن یک شاخه گل در دست همسرش منصرف شده و مسافر هواپیما شده است.
در حمله جین به مایکل که باعث بسته شدن او با دستبند پلیس به قطعه ای از لاشه هواپیما می شود؛ می فهمیم سعید اهل تکریت عراق است و به نظر مایکل کره ای های ساکن امریکا از سیاه پوست ها خوششان نمی آید.
سان برای توجیه مایکل مجبور می شود به انگلیسی بگوید مشکل ساعت پدرش است که مایکل برداشته است، با اینکه قبلا به خاطر بد خلقی همسرش این کار را نمی کرد.
وقتی گروه 4 نفره برای آوردن آب به غاری که جک پیدا کرده می روند، با دردسری که چارلی با ایستادن روی کندوی زنبورها درست می کند، در هنگام فرار جسدی می یابند که در کیسه ای کنار او دو سنگ سیاه و سپید قرار گرفته است. با دیدن این جسد جک به این فکر می افتد که به جای حمل آب به ساحل، مردم را به این غار بیاورند. تصمیم جک باعث موضع گیری عده ای می شود که به نجات خود توسط کشتی یا هواپیمایی که ممکن است عبور کند دل خوش کرده اند. بنابراین دو دسته می شوند گروهی در ساحل می مانند و گروهی دیگر به ساحل می روند.
لاک برای جلوگیری از مصرف مواد مخدر توسط چارلی با او معامله می کند و در ازای مواد مخدر او محل گیتارش را که از هر چیزی در دنیا بیشتر دوست دارد به او نشان می دهد.
پ.ن: خواندن یا شنیدن سخنرانی دکتر عباسی را در مورد لاست به دوستان پیشنهاد می کنم البته در بعضی موارد شاید زیاد موافق نباشم که فکر می کنم به خاطر بی اطلاعی من از علوم استراتژیک است ولی از جهات بسیار دقیقا منطبق بر همان برداشت های من و احتمالا بقیه دوستان از سریال است و البته کاملتر ...
لینک: سخنرانی دکتر عباسی در مورد لاست
تحلیل سریال لاست (دکتر عباسی) فایل صوتی
http://www.4visit.com/play_audio.php?audio=320
----------------
فا یل تصویری
تحلیل سریال لاست قسمت 1 _ دکتر عباسی
http://www.4visit.com/play.php?vid=1540
تحلیل سریال لاست قسمت 2 - دکتر عباسی
http://www.4visit.com/play.php?vid=1542
تحلیل سریال لاست قسمت 3 ( آخر ) _دکتر عباسی
http://www.4visit.com/play.php?vid=1543
لینک دانلود مستقیم فایل این سخنرانی برای اونایی که سرعتشون پایینه:
http://www.4visit.com/uploads/audio/4SThnbTKtllei33hrNZy.mp3
ادامه مطلب

