تبليغاتX
واریته
 

 

در کنج دلم عکس امام است نهان

 

مردید اگر    قلب مرا   پاره   کنید...

 


لینک: می فهمم چه زجری می کشید!


نوشته شده در سه شنبه 24 آذر1388ساعت 10:41 توسط شبنم داغ کن - کلوب دات کام |
 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

http://www.mohakeme.com/

 

قبل از هر چیز می خواهم یک مساله را روشن کنم و آن اینکه اگر من جوابی برای این خانم می نویسم دلیل بر این نیست که آنها را جدی گرفته ام چون بهتر از بقیه دوستان اینطور افراد را که نوچه عقبه های ماهواره ای شان هستند می شناسم. بلکه چون این مسائل در حریم وبلاگ من مطرح شده بود، برای جلوگیری از تشکیک ذهن جوانان هم سن و سال خودم که به این حریم رفت و آمد می کنند سعی کردم قسمتی از سفسطه ای را که در کلام این افراد وجود دارد آشکار کنم. امید که توانسته باشم قدم کوچکی در این مسیر بردارم. در ضمن برای اینکه بهانه ای برای انتساب حرف های من به علما و دانشمندان اسلامی نباشد تعدادی از منابعی را که در جواب های خودم به کار بردم برای مطالعه دوستان جوان نام می برم:

1- تاریخ تمدن، ویل دورانت

2- زناشویی و اخلاق ، برتراند راسل

3- پوشاک اقوام مختلف، براون وشنایدر

4- لذات فلسفه، ویل دورانت

5-تمدن ساسانی، علی سامی

6- یسنا،آموزش گات ها،رستم شهرزادی

7-خرده اوستا(آفرینگان دهمان)

8- دایرةالمعارف لاروس

9- حجاب در اسلام،وشنوه ای

10-شاهنامه، فردوسی

11- خسرو و شیرین،نظامی گنجوی

12-پوشاک باستانی ایرانیان، جلیل ضیاء پور

 

کسانی هم که دوست دارند بیشتر با شیعه آشنا شوند اگر مایل بودند کتاب " آنگاه هدایت شدم" نوشته "دکتر تیجانی" را که فایلpdf دانلود کرده بخواندد.

در ضمن در این پست نوشته های نوشین را بخش بخش نوشته و جواب آن را در زیر آن می نویسم تا خواننده حق انتخاب داشته و جواب هر قسمتی را که مایل بود بخواند.

 

شبنم خانم 1- من فکر کنم شما کتاب شریعتی را خواندی که میگه مردم ایران با آغوش باز دین اسلام را قبول کردند به شما و به شریعتی ها میگویم فقط یهودیان ایران بودند که از پادشاه ساسانی ناراضی بودند مردم هرچقدر هم که نارضایتی هائی داشتند با آغوش باز نمیروند تو دست یکعده مردم بقول شما پابرهنه و پا پتی تا کشته شوند و زنهاو بچه هاشون هم بروند به کنیزی و غلامی (لابد معنی کنیزی و غلامی راهم میدانی من دیگه نگم یعنی چی!!)

 

نوشین خانم1- اشتباه می کنید من برای دلیل آوردن در مورد تاریخ برای کسی که به اسلام توهین می کنه از ادله نویسندگان مسلمان استفاده نمی کنم بلکه این مساله در کتب مستشرقین آمده و من هم منظورم این نبود که مردم با آغوش باز جنگجویان عرب را پذیرفتند (هر چند اسلام را حداقل با چشم و عقل باز پذیرفتند) بلکه در برابر حمله اعراب مقاومتی را که شایسته ایرانیان بود نکردند (یعنی چیزی شبیه به مردم عراق که در حال حاضر تن به اشغال مملکت خویش توسط امریکاییان دادند ولی حاضر به حمایت از صدام هم نشدند و انصافا امریکاییها هم برای مردم عراق از شکنجه و تحقیر چیزی کم نگذاشتند و به جای کنیزی و غلامی به تجاوز سوء استفاده جنسی پرداختند)در ضمن اگر تاریخ ایران را بهتر مطالعه می کردی می دیدی که نه تنها مردم عادی بلکه حتی شاهزادگان ساسانی هم از پادشاه ناراضی بودند حداقل اینقدر که سنگ زرتشت را به سینه می زنی داستان دختران کسری پادشاه ساسانی را می خواندی که به خاطر سختگیریهای این پادشاه محترم به صورت مخفیانه آداب مذهبی خود را به جا می آوردند و وقتی توسط سپاه عمر اسیر می شوند جامه کامل زنان ایران زمین که در آن صورت نیز با نقاب پوشانده شده بود بر تن داشتند و به حضور خلیفه به همراه غنائم بسیار برای فروخته شدن به عنوان کنیز برده می شوند و عمر دستور می دهد پوشیه و نقابی که بر چهره داشتند بردارند تا خریداران بهتر بتوانند انتخاب کنند و پول بیشتری پرداخت کنند ولی آنها حتی با فریاد هایی که بر سرشان می کشند حاضر به این کار نمی شوند و حتی با مشت به سینه مامور می کوبند و او را از خود دور می کنند و عمر بسیار خشمگین می شود در اینحال حضرت علی(ع) مانع عمر شده و از او می خواهد با آنها با مدارا و عزت و احترام رفتار شود.

با این حال یکی از آنها (شهربانو) اظهار می کند که حاضر به کنیزی نیستند و هیچ چیز حتی اسلام را بی اختیار نخواهند پذیرفت که امام علی (ع) می پذیرند و اینگونه باب آشنایی امام حسین(ع) و شهربانو باز می شود و رسوم خواستگاری با عزت و احترام انجام می شود و شهربانو رسما به همسری امام حسین (ع) در آمده و مسلمان می شود و در هنگام عقد که توسط حضرت علی خوانده می شد ایشان نام شهربانو را با اجازه خود او به نام سلامه تغییر می دهد و این شیرزن ایرانی است که مادر امام چهارم شیعیان است و اینگونه است که امامان شیعه از نوادگان شاهزادگان ایرانند به حق امام سجاد (ع) باید در دامان چنین شیرزنی ایرانی بزرگ می شد و شیر زن مسلمانی چون زینب عمه اش می بود تا بتواند در شام ستون های حکومت طاغوت زمان خویش یزید را در کاخ سبزش به لرزه درآورد با همه این اوصاف حاضرم قسم بخورم نمی دانی مقبره این شهدخت بزرگ آریایی در کجای ایران است چه برسد که آنجا را دیده باشی

 


 

2- مردم آریائی از سیبری آمدن و پخش شدن آنها در ایران و آلمان چه ننگی هست که آنهارا اینطوری نوشتی خوب بالاخره مردم از یه جائی باید شروع کنند و بیان!!!

 

2- شما که اینقدر به آب و خاک و فرهنگ اهمیت می دهید چطور است که وقتی آریاییها سرزمین خود را رها می کنند و عده ای از آنها به ایران مهاجرت می کنند تا در سرزمینی با آب و خاک بهتر و حاصلخیز تر زندگی کنند آن را ننگ نمی دانید چون بالاخره مردم باید از جایی شروع کنن و( بیان) ولی در مورد تاریخ اخیر این همه از اینکه آریاییها اسلام را پذیرفته اند جلزولز می کنید و می خواهید آنها را به دین کهنه دعوت کنید خوب در دین هم باید آریاییها از جایی شروع کنند و( بیان) چرا انتظار دارید آنها در دین کهنه استپ کرده و( بمانند) مگر سلیقه شان در انتخاب سرزمین جدید بد بوده که در انتخاب دین جدید بد باشد؟

 


 

3- این خدای مهربون تو اگر رحمن و رحیم بود تو سوره قرانش نمینوشت زنها کشتزار مردها هستند هر طور که میخواهید به آنها درآئید !!! میدونی چند وقت پش فیلمی دیدم از یه زن مسلمان پاکستانی که خوب از شوهرش کتک خورده بود طوری که پرستار بیمارستان به بدنش دست میزد زنه فریادش درمیومد آخه شوهر مسلمون شیعش طبق قانون الله در قران زنش را هرطور که خواسته بود زده بود تازه دکتر بهشتی هم گفته بوده زنی که از شوهرش کتک میخوره حتی آه هم نباید بگه شکایت هم نباید بکنه چون این ظلمه به شوهرش واقعا" شبنم خانم من که شرمم میشه از این اسلام و شیعه !! شبنم تو هم ایرانی هستی اگر عمر مردم را نکشته بود آیا ایرانیها مسلمان میشدند؟ اسلام با شمشیر پیروز شد نه با حرف زدنها!!! اگر محمد پسر عبدالله یهودیان را نمیکشت آنها از دینشان برمیگشتند؟ !! شبنم جان زردشت هم از این جور آیه ها در گفته هاش داره؟!! دیگه ادامه نمیدم از این اسلام و الله خیری نیست جز زجر خودت را گول نزن ما را هم گول نزن.

 

3- این خدای بخشنده بخشاینده من مگر حرف عجیبی زده است در هنگام وضع قوانین آفرینش دوست داشته دانه ها در خاک کشتزار رشد کنند و جنین انسان در رحم زنان حالا چه چیز بدی در آن هست؟جز یک تشبیه زیبا حالا اگر شعر پارسی بود کلی به به و چه چه هم می کردید. هر طور که می خواهید به آنها در آیید هم که نشانه آزادی و انتخاب در نوع ارتباط است این کجایش بد است ؟ آزادیست دیگر... خوب بود می گفت فقط در این حالت باید با زنتان رابطه داشته باشید آنوقت خود شما نمی گفتید این چه خداییست که برای همچین چیزی هم تعیین تکلیف کرده شاید من در این حالت راحت نباشم! در ضمن گفتم شما با رفتار غلط بعضی از مسلمانها درباره اسلام قضاوت می کنی نه خود اسلام نگو نه. خوب شما فیلم دیدی که باش دوست پزشک من می گفت در انگلستان روزی نبود که زن یا مردی را به بیمارستان نیاورند که از شدت کتکی که از همسرش خورده به حال مر گ افتاده است طبق آمار دولت انگلیس از هر 4 زن و از هر 5 مرد در انگلیس یک نفر از همسرش به شدت کتک خورده است!) خوب این یعنی اینکار قانون انگلستان یا قانون مسیحیت است؟!اسلامی که حتی برای تنبیه خطاکاران قاعده و قانون دارد آنوقت می گوید شوهر(هر طوری دلش خواست!!!) زن را بزند؟ اسلامی که درآن اگربه اشتباه به کسی آسیبی بزنی که مثلا قسمتی از بدن طرف سرخ یا کبود شود باید دیه آن را بپردازی ... و اسلامی که اولین قوانین حمایت از حقوق حیوانات در آن وضع شده در مورد زن( به دل به خواه مرد) رجوع می کند احتمالا شما بیش از حد شبکه های ماهواره ای وهابی ها را می بینید و قبول دارم در میان مسلمان نما های بی دین کج فهمی ها ی بسیار در این مورد وجود دارد بعضی به عمد و بعضی به سهو ولی اسلام ضامن بی سوادی و حماقت هیچ انسانی نیست . از طرفی دکتر بهشتی در کجا چنین حرفی زده که ما نه شنیده ونه دیده ایم منبع ارائه کنید تا ما هم مستفیض شویم.

نوشین نه تنها من هم ایرانیم بلکه سلمان فارسی هم یک ایرانی بود که قبل از جنایات عمر مسلمان شده است و من هم جز این نمی کردم. او آنقدر به پیامبرنزدیک و علاقمند شده بود که پیش ایشان مانده بود و پیامبر هم آنقدر به سلمان علاقمند شده بود که او را عضوی از اعضای خانواده خویش خوانده بود هر چند در آن زمان هم اعراب جاهلی که به ظاهر مسلمان شده بودند از توهین و تحقیر دست بر نمی داشتند و او را عجم و ... می نامیدند و به علاقه پیامبر به او حسادت می کردند حتما حداقل درباره اینکه حضرت علی (ع) در زمان حکومتش او را به امیری مدائن منسوب کرد و حکومت سرشار از پاکی و عدالت او که مایه افتخار همه ایرانیان مسلمان است خوانده ای پس می بینی که سلمان روح واقعی اسلام را که با روح آریایی ایرانیان همخوانی داشت دریافته بود و از آن جهت به محضر پیامبر رفته و خود را به آغوش اسلام سپرده بود. در ضمن مگر کوروش کبیر به غرب حمله نکرد؟مگر داریوش حکومت بر 28 کشور جهان را جز به زور شمشیر به دست آورد و بزگترین امپراطوری پارس در تاریخ را به وجود آورد؟ مگر والرین پادشاه روم جز به زور شمشیر وادار به زانو زدن در برابر شاپور بزرگ ساسانی شد؟(نکند جهاد بر آنها هم واجب شده بود؟) و بعد از اسلام مگر نادرشاه جز با شمشیر شکوه و عظمت پارس را زنده کرده و هندوستان را فتح کرد؟ و مگر شاه عباس جز به زور شمشیر قدرتمندترین حکومت ایران پس از اسلام را بنیان نهاد؟ حضرت محمد یهودیان را نکشت بلکه با آنها پیمان بست تا آنها در امان باشند اما آنها خیانت کردند و در خیبر به سزای خیانت خود رسیدند و اکثرشان هم مسلمان نشدند مگر عده ای از عالمانشان که بعد ها به قصد تحریف اسلام ظاهرا ایمان آوردند. مثل همانهایی که ظاهرا حتی بدون جنگ ایمان آورده بودند ولی خداوندعیلم و دانا در سوره حجرات می فرماید: ای پیامبر اعراب که گفتند ما ایمان آوردیم به آنها بگو شما که ایمانتان به قلبتان وارد نشدهبه حقیقت هنوز ایمان نیاورده ایدلیکن بگویید ما اسلام آوردیم(یعنی از خوف جان به ناچار تسلیم شدیم)و اگر بعد از این با ایمان حقیقی خدا و رسول وی را اطاعت کنید او از (اجر) اعمال شما هیچ نخواهد کاست و از گناه گذشته می گذرد که خدا بسیار آمرزنده و مهربان است. در ضمن عزیزم اتفاقا همین امر نبود چنین چیز هایی در آموزه های زرتشت برام جالبه چون این یه نوع نقص براش محسوب می شه و جوابگوی دنیای امروز نیست البته برای زمان خودش که فقط برای هدایت یک قوم آمده بود بد نیست ولی برای پیامبری که برای هدایت جهانیان بیاد نقص خواهد بود (هر چند کمی بعد از او پادشاهان ایرانی به نقص آموزه های او پی بردند و خود آن کردند که در پیش ذکر شد. و در ضمن جز در اسلام خیری نخواهد یافت در ضمن من کسی را گول نمی زنم بلکه جواب حرف های بی سر و ته شما را می دهم اگر کسی قصد گول زدن داشه باشد کسی است که چنین بحثی را آغاز کرده است به یاد ندارم در وبلاگتان بحثی را پیش کشیده باشم آغازگر این سخنان خودتان بودید اولین کامنت شما در پست (جومونگ تاریخ ایران را به یغما برد) و اولین کامنت من در وبلاگ شما درپست ( ت-ه-ر-ا-ن چگونه تهران شد؟) موجود است و همه می توانند درباره آن قضاوت کنند.

 


 

شبنم خانم این ذوالقرنین در قران یک داستان غلط است ولی شما این غلطو قبول کردی!!! و بهش مینازی خوب بناز به این دروغ و دغل ها در قران دیگه اینکه این شاعرانی که مثال حافظ و... در جوانی گول خورده بودند و مسلمان بودند تازه جرات هم نداشتند که مسلمان نباشند ولی شما نرفتی درست زندگیشان را بخوانی یا اگر خواندی حتما" کتابهای غلطی خواندی
دیگه این که رازی میگفت پیغمبرها بزهای نری هستند با ریش های دراز این حرف رازی مشهوره!!! و به خاطر کتابهاش بود که خلیفه وقت انقدر با کتابهای ضد اسلام و کتابهای علمیش داد زدند توی سرش که این دانشمند ایرانی کور شد و چند وقت بعدش هم بمرد پس فکر نکن که خیام و رازی و حافظ و غیره مسلمان بودند اگر هم چیزی گقتند و سرودند از بدبختیشان بوده چون حرف دیگری نمیتوانستند بزنند !!!

 

نوشین خانم حرف های یک کتاب آسمانی درباره کوروش کبیر که به اون لقب ذوالقرنین داده و از او ستایش کرده یک داستان غلط است!!! چون به مذاق اسلام ستیزانه شما سازگار نیست. (حالا اگر از کوروش بد گفته بود مدرکی بود در دستان شما نه؟) ولی حرف های صد من یک غاز شما که بدون هیچ سند و مدرک به قصد تخریب دین اسلام بیان می کنید وحی منزل است حتما!!! من نمی دانم این شاعران و دانشمندان محترم که زورکی مسلمان شده بودند و هرچه گفتند از بدبختیشان بوده و حرف دیگری نمی توانستند بزنند چرا کارهایی مثل حفظ کردن قرآن انجام می دادند و به آن نه تنها در حضور پادشاهان جبار بلکه در شعرشان که می دانستند ماندگار خواهد شد می نازیدند: عشقت رسد به فریاد گر خود به سان حافظ... قرآن زبر بخوانی در چارده روایت (اگر کمی مطالعه کنی معنی چارده روایت را هم می فهمی و حیران می شوی.) حضور مجلس انس است و دوستان جمع اند... وان یکاد بخوانید و در فراز کنید. حیف که ظاهربینی بد دردیه وگرنه دوست داشتم معنی اصیل اینها رو می دونستی. بگذریم ما را همین بس... تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

در مورد رازی هر ببو گلابی! می داند علت کوری چشمش آزمایش های شیمی(کیمیاگری) بود که انجام می داد نه ضربه های کتاب!به فرض محال که چنین باشد باز هم تو اشتباه کردی... عمل زشت به ظاهر مسلمانان ربطی به اسلام ندارد.(در ضمن می شود کتاب های ضد اسلام رازی را معرفی کنید تا ما هم مستفیض شویم؟... یا حداقل بگویید این جمله مثلا مشهورشان از کجا آمده ؟ا آخر آنقدر مشهور است که اولین باری است که آن را شنیده ایم!!! بانوی مدارک تاریخی! در نهایت هر کتاب تاریخ که اهداف شما را تامین نمی کند به زعم شما کتاب غلطی است از کجا معلوم کتاب هایی که شما خواندید غلط نباشد؟؟؟نکند در کتاب های شما هم خدا قسم یاد کرده که آنها را از تحریف مصون بدارد؟ )

 


 

شبنم خانم تا یادم نرفته بگم در اون دورانها اصولا" پوشش مردم بخصوص زنها زیاد بوده مثلا در ایران باستان زنها لباسها و پارچه های متعدد روی هم میپوشیدند و یک پارچه بلند هم از پشت سر آویزان میکردند این مد روز اون موقع بوده این پوشش به معنی چادر امروزی و پوشاندن روی زن از مرد نبوده تا مردها روی زنو این دنیا نبینند که بروند اون دنیا و طبق دستور الله رحمن و رحیم اون دنیا براشون الله حوری بیاره تا باهاشون اونجا خوب سکس کنند!! متوجه شدی

 

نوشین خانم من هم تا یادم نرفته این را هم بگویم که این لباسی که شما نام می برید ستره (لباسی از 9 پارچه نازک در زیر1 پیراهن گشاد ) وکُشتی( کمربند روی آن) است لباس رسمی آیین زرتشتیان است که حتی امروزه در مراسم نمازهای پنجگانه شان که از هفت سالگی بر آنها واجب است به تن می کنند و زنان باید تمام موهای خود را نیز بپوشانند- از موبدان تهران خودمان سوال کنید- و مردان کلاه سفیدی بر سر گذارند [ اگر دوست و همسایه زرتشتی نداشتم و درباره آنها مطالعه نمی کردم دیگر چه دروغی قرار بود به خوردم بدهی؟] این لباس ربطی به مد نداشت محض اطلاعتان مد یک پدیده امروزی است و گذشتگان نه تنها ایرانیان بلکه در تمام اقوام پوشش چه زن و چه مرد بر اساس اعتقادات آداب و فرهنگ و سنن و همچنین محیط و آب و هوای منطقه شان بود. به فرض محال هم که چیزی به نام مد وجود داشت خوب آنوقت می بینیم که تنها مد لباس زنان امروزی که پایه در فرهنگ ایرانی دارد به قول شما همان چادر است. چون وجوب حجاب در احکام اسلامی کمتر از چادر و در حد پوشش متعارف است. نکته قابل توجه آن است که گرچه حيات آدميان از همان آغاز با پوشش پيوند خورده است. به دليل وجود نوعي احساس حياي طبيعي در جنس ماده، زنان در طول تاريخ در امر پوشش تلاش و جديت بيش تر از خود نشان داده اند. پوشاک با مدنيت و تمدن بشري همواره ارتباط مستقيم داشته و هرچه تمدن انسان جلوتر رفته، تکه هاي پوشش او بيشتر شده است و تنها در قرن بيستم است که مي بينيم تمدن با هزاران تعمد با عرياني و برهنگي همراه مي شود. در ضمن این لباسی که شما نام می برید تا زمان داریوش مرسوم بود از آن به بعد زنان اشراف که بسیار دارای عزت و احترام بودند باید صورت خود را از مردان حتی برادر و پدر خود می پوشاندند!!! و در کجاوه هایی که اطراف آن با پرده پوشیده شده بود از خانه خارج می شدند ایرانیان باستان کم کم مثل یهودیان به دوری از زنان در ایام عادت ماهانه رو آوردند و آنها باید خود را در این ایام در اتاقی محبوس می کردند!!! حتما از اعمالی که در آیین زرتشت بر زن بیچاره ای که بچه اش سقط شده روا می داشتند خبر دارید و در ایام نفاس او را از همه دور می کردندو همانطور که در قبل نیز اشاره شد پوشش صورت برای زنان پاکدامن و اشراف تا ظهور اسلام ضروری بود به جز زنان رقاصه و آوازه خوان و معشوقه ها و از این قبیل... البته در بعضی تواریخ هم زیاده روی شده تا حدی که ورود حجاب به اسلام را از فرهنگ ایرانی می دانند که این نیزقطعا نادرست است زیرا آیه حجاب که در قرآن وجود دارد در زمان پیامبر نازل شده است یعنی سالها پیش از اینکه مسلمانان به ایران وارد شوند و در اسلام پوشاندن صورت از واجبات زنان نیست.

چنین گفت شیرین كه ای مهتران
جهان گشته و كار دیده سران

سه چیز باشد زنان را بهی

كه باشند زیبای گاه مهی

دگر آنكه فرّخ پسر زاید او

زشوی خجسته بیفزاید او

سه دیگر كه بالا و رویش بود

به پوشیدگی نیز مُوَیش بود

بدانگه من جفت خسرو بُدَم

به پوشیدگی در جهان نو بُدَم

بگفت این بگشاد چادر زروی

همه روی ماه و همه پشت موی

مرا از هنر موی بُد در نهان

كه او را ندیدی كس اندر جهان

نمودم همه پشت این جادویی

نه از تنبل و مكر و از بدخویی

نه كس سوی من پیش از این دیده بود

نه از مهتران نیز شنیده بود


سخن تهمینه همسر رستم:
به گیتی ز خوبان مرا جفت نیست

چون من زیر چرخ كبود اندكیست

كس از پرده بیرون ندیدی مرا

نه هرگز كسی آواز شنیدی مرا



منیژه منم دخت افراسیاب
برهنه ندیده رخم آفتاب

 

نکته دیگر اینکه در اسلام رابطه جنسی و سکس چه در این دنیا چه در آخرت و چه برای زن و چه برای مرد مذموم و ناپسند نیست بلکه برای آن چهارچوب تعیین شده است تا انسانها گرفتار فساد نشوند و مردان پاکدامن به عنوان انسان با زن برخورد کنند نه اینکه به عنوان جنس ماده به او احترام بگذارند و مردان مریض فرصت هیزی و لذت طلبی جنسی از طریق نگاه را پیدا نکنند. در ضمن بله الله رحمن و رحیم است چون اگر در بهشت برای مردان حوری قرار داده است برای زنان هم غلمان ها را آفریده تا در بهشت به قول شما با آنها سکس کنند!!! و به قول ما به آرامش برسند چون زن و مرد نیز برای آرامش هم خلق شده اند و رابطه جنسی قسمت کوچکی از این ارتباط همه جانبه است.

 


 

دوم اینکه من گفتم این بسم الله الرحمن الرحیمو بردار یک پیشنهاد هست معمولا پیشنهاد ها هم بصورت امری هست ولی در دنیای آزاد میشه پیشنهاد داد ولی در دین اسلام نهی از منکر اجباری هست و اگر بتوانند طبق دستور الله رحمن و رحیم!!! باید سر طرف را برید تا حتما دستور اجرا شود ولی من که سرت را نمیبرم فقط یک پیشنهاد میدهم چون به قوانین انسانی واقفم و زور به تو نمیچپونم به عقایدت هم احترام میذارم چون این اسلام زور گو را گذاشته ام کنار و به حرفهای زردشت خودمان نظر میافکنم و افتخار هم میکنم ولی پیشنهاد را میدهم خود دانی!

 

وقتی می گویی بسم الله را بردارم توهین به عقاید من است چون تغییر پایه های ایمان یک نفر پیشنهاد نا پذیر و غیر منطقی است. در ضمن پیشنهاد را امری مطرح نمی کنند سوالی یا خبری مطرح می کنند : می شود فلان را برداری؟ یا بهتر است فلان را برداری که در مورد اعتقادات اصیل آن هم توهین با بار منفی کمتر است. بله معلوم است در دنیای آزاد شما که توهین هم آزاد است.در دین اسلام هم امر به معروف و نهی از منکر واجب کفایی است این یعنی اگر کس دیگری این را انجام دهد بر من اجباری نیست(باز هم اطلاعات غلط) طبق دستور الله رحمن و رحیم حتی در دین هم اجباری نیست چون راه هدایت و گمراهی آشکار است(لااکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی) راستگویی شما هم از سر بریده ات که در دست من خون چکان است اثبات می شود ولی فکر کنم شما خیلی دلت می خواست سر مرا ببری که چنین جمله ای را به کار برده ای(هر چند من سر و جانم همه در راه الله کم است) شاید هم دلت می خواهد خرخره ام را بجوی تا جوابت را ندهم!چون فعلا که با این حرف های بی سند و دلیل حسابی زور چپان کرده ای خدا رحم کرد که به عقایدم احترام می گذاری وگرنه معلوم نبود دیگر چه القاب توهین آمیزی برای اسلام و قرآن و الله می خواستی به کار ببری؟!!!! من هم پیشنهاد می دهم محض رضای خدا(همان اهورا مزدای خودتان همان پاک دادار هور) یکبار هم که شده این اوستا را بخوان در ضمن اگر دین زرتشت دین کاملی بود تعداد پیروان آن در ایران که خاستگاه آن است به 30هزار نفر و در کل جهان به 300000 نفر تقلیل نمی یافت و حداقل به اندازه اسلام (که به زعم شما متعلق به قوم عرب است) یک میلیارد و چند صد میلیون نفر انسان زرتشتی روی کره زمین بود.

 


 

درضمن تا آنجا که خبر دارم در زمان رژیم گذشته هیچ کشور عربی نمیتوانست به ایران و مثلا خلیج فارس چپ نگاه بکنه من شنیدم یکبار صدام حسین میخواست در زمان شاه به ایران حمله کند که نتوانست یعنی شاه نذاشت چون وطن دوست بود وصدام آمد و دست شاه را بوسید!!! حتما" بزرگترات اینرا یادشان هست
خلیج فارس هم بلا سرش نمیومد تا عرب 37 ساله دبی بتواند جلویش قد علم بکنه و یا کره ای ها حماسه ایرانیها را به جای خودشان جعل کنند!!!
از این جعل اسناد خبری نبود!!! تا این رژیم بی وطن آمد که در بالای سرش یک الله مهربان هست بنازم به این مهربانی که ایران را بباد داد تا مسلمانی بماند تا زنهائی مثل من و تو طبق آن از شوهرشان خوب کتک بخورند و دور بیافتند ولاغیر... بدبختی زیاده از این دست

 

حتی در مورد رژیم پهلوی هم اطلاعاتت ناقص و غیر واقعی است پس چگونه باور کنم که اطلاعاتت در مورد تاریخ چندهزار ساله ایران درست است؟؟؟! اشتباه خبر دار شده ای برخلاف مطلبی که توی وبت هم نوشته بودی براي اولين بار نام مجعول خليج ع.ر.ب.ي توسط كارگزار انگليسي( رودريك اوون) مطرح شد و در كتاب حبابهاي طلايي در خليج ع.ر.ب.ی گفت "در كتب تاريخي نامي غير از خليج‌فارس نديده‌ام اما در سال‌هايي كه در حوزه خليج‌فارس بوده‌ام مشاهده كردم كه ساكنان اين بخش عرب هستند و ادب حكم مي‌كند نام اين خليج را خليج ع.ر.ب.ي بگذاريم".

(در ضمن در عهد اسلامي جغرافي‌دانان مسلمان با حفظ هويت و نام تاريخي خليج‌فارس به كرات بر اين نام صحه گذاشتند، حتی اگر خود عرب بودند.

حمداني مشهور به ابن‌فقيه در اثر خود واژه بحر فارس و درياي فارس به كار برده است و طي قرون پنج تا يازده قمري در كتب مختلف ديگر اين نام به كار گرفته شده است)

و سر چارلز بلگريو كه 30 سال نماينده سياسي در خليج‌فارس بوده است در 1966 كتابي را درباره سواحل جنوبي خليج‌فارس منتشر كرد كه در آن نوشته بود "عرب‌ها ترجيح مي‌دهند خليج‌فارس را خليج ع.ر.ب.ی بنامند که هر دو در زمان شاه سابق بی هیچ سرو صدایی صورت گرفت".
البته همین هم مربوط به قبل از انقلاب است اگر حافظه تاریخی ات صدمه نخورده باشد. مساله مهمتر آن است که پدرها و مادرهایمان هر گز فراموش نمی کنند که در دوران مدرسه آنها بود که آخرین تکه باز مانده ازجنوب خلیج فارس و دریای عمان هم به خاطر بی کفایتی شاه پهلوی به دست اعراب افتاد و کتاب های جغرافی در مدارس جمع آوری و بعد از خط خوردن آخرین تکه ایران در جنوب خلیج فارس و دریای عمان به آنها بازگردانده شد واقعا که جای تاسف دارد اصلا عرب ها چپ به ایران نگاه نمی کردند !!! تنها کاری که شاه و صدام کردند توافق یک قرار داد درباره اختلافات مرزی بود و این هم که صدام بیاید و تازه دست شاه را هم ببوسد احتمالا در خواب دیده اید وگرنه بی زحمت عکسی فیلمی رو کنید تا من حرفم را پس بگیرم چون با عرض معذرت بنده فیلم ملاقات شاه و صدام را دیده ام که در آن چهره شاه مثل زمان فرار از ایران پر از اضطراب بود. حالا فرض می کنیم که همه فیلم نبوده چطور است؟÷ لطفا آن قسمت را نشان دهید.در ضمن اگر شاه وطن دوست بود می ایستاد و جانش را فدای وطنش می کرد نه اینکه پول های مردم ایران را بالا بکشد و فرار کند. اگر شاه عرضه داشت خاک مملکت را حفظ می کرد نام خلیج فارس وداستان حماسه ایرانیها پیش کش... فعلا که کره ایها هم به جعل اسناد و خیالپردازیهایی که شما می کنید نمی رسند. آهان راستی این رژیم هم احتمالا از کره مریخ آمده که اسمش شده بی وطن! چون انقلاب را که مردم کردند س اگر اینان از مردم ایران نیستند چگونه از اسمان به زمین افتادند و بعد از شاه حکومت ایران را در دست گرفتند؟!!! ولی راست می گویی حالا یک الله مهربان بالای سرمان است چون شاه فقط ادعای مسلمانی داشت و جز امریکا کسی را نمی پرستید و دیکتاتور خونخواری بیش نبود که مردم ایران را با شعری که در تلویزیون خواند سگان ولگردی که واق واق می کنند خطاب کرد و سند سرنگونی خویش را مهر کرد و الحق که ایرانیان پیرو الله خوب حقش را کف دستش گذاشتند و خوب در برابر تمام سختیها ایستادند و کشور خویش را آباد کردند که این وظیفه هر ایرانی است که در حد توان خود ایران را آباد کند نه اینکه بنشیند تا دیگران بیایند برایش کشور آباد کنند برای شما هم متاسفم که از شوهرتان کتک می خورید در خانواده های ما که مردان از گل نازک تر به زن ها نمی گویند انشاالله شوهران امثال شما هم اصلاح می شوند. هر چند آنها هم گناهی ندارند بیچاره ها به آموزه های اسطوره های آریایی خود عمل کرده اند نه اسلام: چو زن راه بازار گیرد بزن!!!!!!!!!!!!!! وگرنه تو در خانه بنشین چو زن!


نوشته شده در دوشنبه 21 اردیبهشت1388ساعت 1:3 توسط شبنم| داغ کن - کلوب دات کام |

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

ایران باستان اسلام

 آمده ام تا یکبار برای همیشه تکلیفم را با همه روشن کنم. تا بلند فریاد بزنم من یک ایرانی مسلمانم و هم به ایرانی بودنم وهم مسلمان بودنم افتخار می کنم واگر از اسلام می نویسم دلیل بر این نیست که تاریخ و فرهنگ ایران زمین را فراموش کرده ام چه این دو نه در تضاد با هم که در کنار هم و تکمیل کننده هم در طول تاریخ بوده اند و انکار قسمتی از تاریخ کشورم باعث جدایی من از ریشه های کهن تر میهنم خواهد بود.

پس همه بدانند من به تمام نقاط روشن تاریخ و فرهنگ ایران تا ابد افتخار خواهم کرد و هر گز این افتخار به تاریخ کهن ایران زمین چیزی از احترام و ارادتم به اسلام کم نخواهد کرد و آنقدر کوته نظر نیستم که اسلام بزرگ را تنها متعلق به اعراب جاهل بدانم و  خدای یکتا را تکه تکه شده برای اقوام مختلف بشمارم بلکه فرستادگان الهی در همگی اعصار از سوی یک خدای یکتا فرستاده شده اند که نامهای مختلف خدا را یادآور شدند و ادیان الهی مانند زنجیری در تاریخ گسترده شده اند که حلقه کامل کننده آنها بی شک اسلام است و هر کس تعصبات خود را کنار گذاشته و به مطالعه عمیق(نه سطحی و کوته فکرانه)اسلام(نه رفتار به ظاهر مسلمانان) بدون تعصبات قومی و قبیله ای و نژادی بپردازد بی شک اذعان خواهد کرد که بدون اسلام تعلیمات دیگر ادیان ناقص است و ابتر می ماند.

در قسمت نظرات پستی که در مورد افسانه جومونگ بود کامنتی وجود داشت که لازم دیدم آن را اینجا مطرح و نظر خود را نسبت به آن ابراز کنم:

 

     شبنم جان تو فکر نمیکنی این الله اگر رحمن و رحیم بود این کره ای ها الان نمیتونستند افسانه های مارو بدزدند!!!
لطفا" این بسم الله و .... را از اون بالا بردار و یک نوشته از خود زردشت خودمان ایرانیان بذار ما به این الله خودکامه عربی چه احتیاجی داریم و داشتیم ما ایرانیان اگر ایرانی بار میومدیم و مسلمون بار نمیومدیم و میفهمیدیم که خودمان کی بودیم و کی هستیم آیا بازهم یک انقلاب شوم به نفع اعراب و آخوند میکردیم شاید هم این بسم الله و الرحمانت یک انتقاد باشد و من درست نفهمیده باشم!!1
به هرحال من را از این موضوع مطلع کن و اگر معتقدی بگویم که این اعتقادت ضد میهنی هست اگر حرفهای خود زردشت را بخوانی میفهمی که ما ایرانیان به این اعراب و آخوند و دینشان و مذهبشان هیچ احتیاجی نداشتیم قربانت نوشین

 

 

 نوشین جان قطعا اینطور که شما گفتید فکر نمی کنم چون رحمن و رحیم بودن خداوندگار من الله به خاطر این است که خدای نژاد پرستی نیست و به همه انسانها اعم از ایرانی، کره ای، عرب، ترک و فارس و... به یک اندازه اختیار داده و همه انسانها در برابر او یکسانند کاری که همه ادعایش را دارند ولی هیچکس عملا به آن معتقد نیست مگر الله خدای یکتای بی همتا... به همین علت پاسداشت فرهنگ و تاریخ ایران به عهده تک تک ماست نه خداوندگارمان .

هر چند الله همان خدای بزرگ زرتشت نیز هست و اگر فکر نمی کنید اینطور باشد پس به قول خودتان هم اگر حساب کنیم حمایت از فرهنگ کهن ما به عهده خداوندگار زرتشت است که خداوندگار کهن ایرانیان است پس چرا او کاری در قبال مصادره فرهنگ و تاریخ ایران توسط کره ای ها نمی کند هر چند در مورد مباحث مهمتر هم در تاریخ ایران کاری از دستش برنیامده وگرنه چگونه است که ایرانیان در برابر اعراب حاضر به پذیرش اسلام می شوند و حتی اگر مثل شما قضاوت کنیم اگر ایرانیان مسلمان غیور نبودند شیر ایران که در اثر حماقت شاهان بی کفایت و دشمنی ذاتیشان با اسلام و در عین حال تظاهر ریاکارنه شان به اسلام به گربه تبدیل شده اینک موشی بیش که چه عرض کنم شاید نامی از ایران هم باقی نبود و امثال جنابعالی به جای نوشتن وبلاگ درحمایت از تاریخ کهن ایران دختر شایسته عراق نوین! شده بودید و در کاخ سعد آباد به افتخار سران بی کفایت عرب برایشان عربی می رقصیدید با همان لباسهای عریان رقص عربی که ریشه درفرهنگ لختی گری عرب جاهلیت دارد.

       این بسم الله .... را  هرگز  برنخواهم داشت چون آدم مرتجعی نیستم که هزار و اندی سال از تاریخ و مذهب کشورم را حذف و به گذشته بازگردم( چون می ترسم در آریایی بودن خود زیاده روی کنیم و سر از سیبری در بیاوریم چون آریاییان اصیل در سیبری می زیسته اند که دو دسته شده عده ای به محدوده ای تقریبا در ایران کنونی و عده ای به محدوده ای تقریبا در آلمان کنونی مهاجرت کردند)و اعتقاد دارم اسلام آخرین دین الهی است و تمام آموزه های ادیان گذشته به صورتی کامل تر در آن وجود دارد و ۱۴۰۰ سال از تاریخ باشکوه ایران در سایه همین بسم الله شکل گرفته است وبسیاری از بزرگان فرهنگ ادب و علم ایران در این برهه تاریخی شکوفا شده اند مثل رودکی فردوسی، حافظ، سعدی، مولانا و رازی، ابن سینا و بسیاری از بزرگان ایرانی که زندگیشان با اسلام عجین شده و ایرانیان مسلمان بوده اند هر چند عده ای برای خوشایند دشمنان آب و خاک حتی به آنها هم رحم نمی کنند و زندگیشان را تحریف می کنند.

این الله نه خودکامه است و نه عربی زیرا کتاب او قرآن فقط به دلیل اینکه جاهلترین مردم آن زمان اعراب بوده اند به زبان آنها و در میان آنها نازل شد تا حجت بر آنها تمام شود و اگر عده ای از آنها همان (العرب کالحمار) باقی ماندند چیزی از خداوند یکتا طلبکار نباشند. در ضمن من افتخار می کنم که به اسلام و الله معتقدم چون تنها دین آسمانی است که از شکوه و عظمت ایران در آن به بزرگی یاد شده و از کوروش کبیر با لقب ذوالقرنین تقدیر شده است و افتخار می کنم تنها دینی است که تمام پیامبران و کتاب های آسمانی گذشته را تقدیس می کند و  کتاب اوستا و زرتشت پیامبر هم از این قاعده مستثنی نیستند و یکی از ۱۲۴۰۰۰ پیامبر تصدیق شده از طرف الله می باشد و خداوند یکتا را چه در اسلام و چه در ادیان دیگر با نام های بی شمار خوانده اند و اگر من به جای اهورا مزدا ،یهو یا آتون او را به نام الله می خوانم چون معتقدم آخرین نام هم چون آخرین دین کاملترین است و استفاده از چیزی جز آن کار مرتجعان می باشد.

 

مقبره کوروش کبیر در پاسارگاد

 

 

مشکل اینجاست که بسیاری فکر می کنند ایرانیان به خاطر شکست از اعراب مسلمان شدند در حالی که این خود توهینی به تاریخ بلند آوازه ایران است چگونه ایران بزرگ که سالها ابرقدرت زمان خود بود و بارها لشکریان روم و یونان را به زانو در آورده بود در برابر عده ای عرب بیابانگرد که تازه راه و رسم جنگ را آموخته بودند شکست می خورد؟ جواب اینجاست که آموزه های اسلام برخلاف رفتار اعراب بسیار با تاریخ و فرهنگ ایران نزدیک بوده و بزرگترین علت آن علاقه مردم به عدالت اسلامی بوده که آنها را امیدوار کرده تا از ظلم پادشاهان آن دوران نجات یابند حتی اگر طلایه دار این اسلام عده ای عرب وحشی باشند که به طمع قدرت اسلام را پذیرفته اند. پس ایرانیان قدرتمند به جای حمایت از پادشاهی که از اساس به زورگویی معتقد است در برابر لشگر اعراب سکوت کردند زیرا در پشت نقاب این اعراب دو رو و ریاکار که ظاهرا مسلمان شده بودند چهره واقعی اسلام را دیده بودند(حتما می دانید که در دوران حکوت عمر ایران فتح شد) و مثل بسیاری از غارتگران دیگر تاریخ ایران به مرور زمان به علت بزرگی تمدن ایران در آن محو و ادغام شدند و قطعا خود بهتر می دانید که در طول تاریخ اسلام ایرانیان همیشه متفاوت از دیگران بوده اند چون اسلام اصیل با فرهنگ ایرانی ممزوج شده به علت اینکه بسیار به آن نزدیک بوده است.

مجسمه زن ایران باستان

در ضمن افتخار من این است که پدران و مادران ما آنقدر با هوش بودند که انقلابی کردند که ثمره آن حداقل افزایش آزادیها و اطلاعات و علم و آگاهی زنان است. افتخار من این است که در زمانی زندگی می کنم که اکثریت داشجویان خانم ها هستند و آن را با قبل از انقلاب مقایسه می کنم که مادران ما با چه سختی برای ورود به دانشگاه مواجه بودند و حتی بعضی از آنها مانند ترکیه امروزی برای علم آموزی به دانشگاه های خارج از ایران می رفتند تا ضمن حفظ اعتقادات خویش در راه علم قدم بردارند ولی با این حال آمار زنان تحصیلکرده که چه عرض کنم حتی با سواد در آن زمان بسیار پایین بود و برای ورود به عرصه کار و فعالیت اجتماعی هم باید زنان با ظاهر آنچنانی وارد اجتماع می شدند که دقیقا مخالف آموزه های حتی باستانی آنها بود. و حال حتی با نگاهی به آمار زنان وبلاگ نویس در ایران و مقایسه آن با کشورهای دیگر افتخار می کنم که بالاترین آمار ها را ما بانوان ایرانی حتی در این امر به خود اختصاص داده ایم و افتخار می کنم که کسی مثل من با کسی مثل نوشین آزادانه در اینترنت به مباحثه می پردازیم.  البته نوشین عزیز حال که ما به این سطح از آگاهی و علم رسیده ایم آیا بهتر نیست به جای زیر سوال بردن اعتقادات هم که با روح ایرانی و حتی روح اسلامی ما منافات دارد و چسبیدن به گذشته ها و دعوا برسر چیز های از دست رفته هر کدام در جایگاهمان قدمی به پیش بگذاریم به جای آنکه بار این مسئولیت را مانند توپی در زمین دولت و آخوندها و غیره بیندازیم و خیالمان را خوش کنیم که اگر انقلابی نبود پیشرفت می کردیم حال آنکه حداقل سرعت گرفتن پیشرفت ما خانم ها بعد از اقلاب انکار ناپذیر است که حتی بیگانگان متخاصم هم به آن اعتراف دارند.

یکی از مباحثی که حتی امروز هم باعث بحث در تاریخ ایران می شود بحث حیا و پوشش در ایران از زمان های کهن تا به امروز بوده هر چند عده ای ریاکار حاضرند تا تاریخ و اسناد آن را به هر گونه ای که مایلند تفسیر کنند تا چهره با حیای ایرانیان قبل از اسلام را مخدوش کنند و در واقع پوشیدگی ایرانیان را به اعراب جاهلی بی حیا و پوشش نسبت دهند اما برعکس در زمانی که در تمام دنیا لختی گری حتی مانند حیوانات شایع و جزو فرهنگ آنان بود و هیچکدام به حدی از رشد تمدن نرسیده بودند که به فواید پوشش کامل پی ببرند ایرانیان اعم از زن و مرد از پوشش کامل برخوردار بودند که بهترین مدرک آن نگاره ها و مجسمه هایی است که از زنان و مردان آن روزگار باقی مانده  است. بماند که همین پوشش که از نگاره های ایران باستان مانده است در پایان سریال حضرت یوسف(ع) بر تن زلیخا و آثنات نشسته بود و این جای بسی تاسف است چون در فرهنگ مصر چون فرهنگ ایران نشانی از پوشیدگی به این سبک وجود ندارد و قطعا بهانه رسانه ملی برای چنین کاری خط قرمز های صدا و سیما است ولی حتی این بهانه هم مصادره فرهنگ و پوشش اصیل زنان ایران به نفع بیگانگان مصری را توجیه نمی کند و حتی همگی می دانیم اولین فرهنگی که شلوار را به تمدن بشری عرضه کرد تمدن ایرانی بود و آن برای کاملتر شدن پوشش بود و حتی کلمه پیژامه یا پیجاما از همان دوره که نام شلوار را ایرانیان  پا جامه  نام نهادند باقی مانده است.

در ضمن نوشین عزیزم تا جایی که من می دانم و اطلاعاتی که از دوستان زرتشتی عزیزم که به اسلام بیش از خود من احترام می گذارند به دست آوردم امر به معروف و نهی از منکر از واجبات اسلام است و برعکس زرتشتیان فقط باید به خودسازی و نیک نمودن اعمال، رفتار، گفتار و پندار خویش بپردازند و به همین دلیل من به احترام دوستانم با اینکه در وبلاگ شما چیز هایی دیدم که جای تذکر داشت این کار را انجام ندادم چون فکر می کردم چیزی که با اعتقادات نگارنده تناسبی ندارد جای تذکر ندارد ولی گویا شما بیش از من به دین عربی پای بندید که فکر می کنید وقتی به وبلاگی سر می زنید باید مدیر وبلاگ را بر اساس اعتقادات خودتان امر به معروف و نهی از منکر کنید!!!(البته کار شما "تفتیش عقاید" بود که حتی در اسلام هم ممنوع است و من با اغماض بر آن نام دیگری نهادم.) به هر حال با اینکه می دانستم سخنان من برشما که جزو افرادی هستید که در برابر دین اسلام شستشوی مغزی داده شده اید تاثیری هر چند اندک نخواهد داشت ولی چون در حریم وبلاگ من این مباحث را مطرح کرده بودید لازم دیدم جوابی هر چند کوتاه و ناقص برای آن بنویسم امید که ذره ای بر دیگر ایرانیان تاثیر گذارد تا بدانند ارتجاع مایه تفاخر نیست و اینک ۱۴۰۰ سال است که اسلام قسمت مهمی از زندگی ایرانیان است و نمی توان ۱۴۰۰ سال از تاریخ کشوری را به بهانه های واهی قیچی کرده و به دور بیاندازیم و کارمان فقط افتخار کردن به گذشته های دور و کهن باشد افتخار ما زمانی است که نگاهمان به آینده باشد واز شکوه گذشته گامی جلوتر بگذاریم چه شکوه دوران باستان و چه شکوه دوران اسلامی که اخیرا بعضی دوست دارند انکارش کنیم و این نه به عهده دولت و نه آخوندها و نه هیچ ارگان و سازمان دیگریست بلکه این به عهده تک تک ایرانیهاست که به جای تفرقه افکنی و افتخار به داشته های پیشنیان قسمتی از بار این حرکت رو به جلو را به دوش گیرند و به همگی قول می دهم تا زمانی که به امید این دولت و یا به امید این بنشینیم که دولت یا نظامی دیگر وارد میدان شده و کل زندگی ما را به یکباره زیر و رو کند فکری سخیف و کاری عبث می کنیم و جز لعن آیندگان چیزی برای خود نمی اندوزیم.

والسلام

 

http://www.mohakeme.com/

نوشته شده در پنجشنبه 17 اردیبهشت1388ساعت 15:24 توسط شبنم| داغ کن - کلوب دات کام |

 

بسم الله الرحمن الرحیم 

 

 

  غارت تاریخ ایران با (افسانه) جومونگ به کام کره ای ها...!
 
 


*  بدبختانه عدم شناخت نسل امروز نسبت به تاریخ باشکوه ایران باعث شده است که بسیاری از داشته های خویش را در دستان دیگران ببینیم و لذت هم ببریم !
سریال افسانه جومونگ ( ساخته کشور کره جنوبی ) در واقع بخشی از تاریخ ایران را ربوده است . آنها نام ارمنستان را لاک گرفته و بر آن سرزمین بویو گذارده اند فرمانروایی ایران را هم سلسله هان نامیده اند  . در تاریخ سلسله ( هان ) سواره نظام زره پوش وجود ندارد این سواره نظام بنا بر همه اسناد تاریخی مربوط به ارتش پارت ایران بوده است . 

 

 

 

یکی از افسران سپاه آهنین ایران در دوران اشکانی (۱۲۳/۱۲۴ تا ۸۸/۸۷ پیش از میلاد) در پایین عکس دیده می شود

 

وقتی از درگیری دولت هان با یاغیان صحبت می شود و بدین خاطر بویو دست به حمله به مناطق اطراف خود می زند در واقع زمانی است که فرمانروایی ایران با یاغیان هوسپائوسینس ( شورشگر تازی ) و  گوردی ین، آدیابن و اُسرائن در باختر و سکاییان در خاور مشغول جنگ است در ضمن مهمترین نکته آنکه گرفتن گروگان از خاندان نافرمان نسبت به فرمانروایی تنها در ایران باب بوده است مهرداد پادشاه اشکانی در ارمنستان ( بخاطر آنکه بی طرفی کشورش را زیر پا گذارده و از رومیان حمایت نمود  ) وارد کارزار شده و آرتاواز شاه ارمنستان را فرمانبردار خویش نمود و تیگران پسر آرتاواز را به عنوان گروگان به پارت فرستاد. رویدادهای بعدی باعث مداخله دوباره ایران شد و ارتش پارت، تیگران را به عنوان شاه بر صندلی پادشاهی به جای آرتاواز قرار داد . کشور بی ریشه کره با استفاده از تمثیل های ایرانی برای خود تاریخ می سازد در سریال یانگوم نخستین رستم زاد ( سزارین ) را به یانگوم منتسب کردند و حال در دل تاریخ اشکانی ما برای سرزمین چوسان خود هویتی حماسی می سازند . باید با هزار درد افسوس گفت به خاطر عدم توجه رسانه های مسئول نسبت به هویت و تاریخ ملی ایران کشورهایی نظیر کره بجای ما ، آنها را به نام خود نموده و در نهایت ما می مانیم و مشتی تاریخ  غیر ایرانی !
بقول ارد بزرگ اندیشمند و متفکر ایرانی : سرزمینی که اسطوره های خویش را فراموش کند به اسطورهای کشورهای دیگر دلخوش می کند فرزندان چنین دودمانی بی پناه و آسیب پذیرند .

برای شناخت بیشتر و بهتر تاریخی که کشور کره جنوبی به یغما برده است نظر شما را به بخش های از تاریخ دودمان اشکانیان و پارت های ایران جلب می کنم :

به مهرداد دوم پادشاه ایران زمین گفتند در کشورداری صبوری کنید اردوان پدر شما و همین طور فرهاد پدر بزرگتان خیلی زود کشته شدند . مهرداد گفت در حالی که هوسپائوسینس ( شورشگر تازی ) و  گوردی ین، آدیابن و اُسرائن در باختر و سکاییان در خاور به جان مردم ایران افتاده و کشتار می کنند سکوت و نرمش به چه معناست . کشته شدن در این شرایط بسیار با ارزش تر از زندگی در خفت و ننگ است .

شجاعت پادشاه ایران مهرداد اشکانی گویای این سخن ارد بزرگ است که : برآزندگان و ترس از نیستی؟! آرمان آنها نیستی برای هستی میهن است.
مهرداد دستور داد ارتش ایران بازسازی شود استراتژی نظامی خاص اشکانیان ، جنگهای نامنظم توسط کمانداران ورزیده بود که شالودهء ارتش اشکانی را تشکیل می دادند. گروههای سوارکار چالاک و کمانداران قابلی که می توانستند در حال سوارکاری ، از هر سویی، هر هدفی را نشانه روند . علاوه بر این ، تمرینات گروهی پیوسته آنها ،در میدان نبرد ، الگوهای نامنظم ولی هدفمندی از حرکت اسبها را ایجاد می کرد، که به نحوه ای غیر قابل پیشبینی ،به هر سمت و سویی می تاختند و به طور فردی یا گروهی شلیک می کردند . بخش دیگر سپاه مهرداد دوم  سواره نظام زره پوش ایران که در باختر به آن سوارکاران شوالیه و در خاور به آنها سوارکاران آهنین می گفتند تشکیل می داد تمام بدن آنها و حتی بدن اسبهایشان پوشیده از آهن بوده و بدین شکل هر سپاهی را شکافته و به تسلیم وادار می نمودند .  

 

 


فرمانروای ایران یاغی هان باختر و خاور را مطیع خویش نمود و با ووتی فغفور فرمانروای چین از سلسله هان (۱۴۱ تا ۷۸ پیش از میلاد) روابط سیاسی و بازرگانی برقرار نمود .
مهرداد دوم دوباره شکوه را به ایران بازگرداند ... 

 

  

 

 

 

 

 

منبع:گشتی در تاریخ ایران

نوشته شده در دوشنبه 14 اردیبهشت1388ساعت 20:30 توسط شبنم| داغ کن - کلوب دات کام |
کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.Rayehe-Reyhan.Blogfa.com & www.TakTemp.ir & www.j28.ir